محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )
1007
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )
مأخوذست از « قل ما شئت » ؛ يعنى بگو هرچه مىخواهى . بعد از آن بكثرت استعمال ترخيمات و تغييرات قافيه قلماش شد * . و مولوى نيز گويد : « 1 » [ بيت ] بند كن مشك سخن پاشيت را * وامكن انبان قل ما شيت را مع الغين قدغ - قدحى باشد كه از شاخ گاو سازند و بدان سيكى خورند . مع الفاء قرقف - [ بفتح هر دو قاف و بضم نيز آمده ] كتاب ترسايان و آن سه كتاب باشد . مثالش حكيم خاقانى گويد : بيت « 2 » سه اقنوم و سه قرقف را ببرهان * بگويم مختصر شرحى موفا « 3 » مع القاف قتق - [ بفتح « 4 » قاف و كسر تاى قرشت ] ترشى باشد كه بر آشها زنند . مثالش « 5 » بسحاق اطعمه گويد : بيت « 2 » مشاطگان قيمه ز روغن نهادهاند * بر روى نو عروس قتق زلف و خالها « 6 » قاتق نيز گويند - باضافهء الف - * [ 1 ] . مع الكاف التازى قرخواك - به وزن و معنى فرخواك مرقوم كه گوشتابه باشد . قلنبك - [ بفتح قاف و لام و با و سكون نون ] جنسى از عود كه بغايت خوشبو باشد « 6 » و از آن آلات و تسبيح « 7 » سازند . * قصابك - نام مرغيست بغايت تيز پر و خوش رفتار و اكثر بر لب آبها نشيند . مثالش امير خسرو فرمايد :
--> ( 1 ) - اين جمله و شعر بعد آن از « ب » است . ( 2 ) - « س » ندارد . ( 3 ) - « س » « الف » : موقا . ( متن از « ب » است ) . ( 4 ) - بجز « ب » و « ن » : بضم . ( 5 ) - « س » : مثالش . ( 6 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 7 ) - « ب » : آلات تسبيح . ( 1 ) در برهان معنى ماست و كشك نيز دارد .